ببینیم، بخندیم، نگذریم؛ نقد فیلم «ساعت پنج عصر»

مدیری در اولین تجربه سینمایی خود به سراغ سوژه‌ی جالبی رفته‌است. طنز تلخ اجتماعی که در آن شخصیت قصه در موقعیت‌های اشتباهی قرار می‌گیرد و این موقعیت‌ها هستند که باعث خنده‌ی مخاطب می شوند نه شخصیت.

18

نخستین ساخته‌ی سینمایی«مهران مدیری» با عنوان «ساعت 5 عصر» بعد از مدت‌ها انتظار از سوی هواداران این طنزپرداز به روی پرده سینماها رفت. مدیری یکی از محبوب‌ترین کمدین‌های حال حاضر کشور است که آثار بسیار موفقی مانند: «شب‌های برره» و «قهوه تلخ» را در کارنامه خود دارد.

شکی در این نکته نیست که هنگامی که نام مهران مدیری به میان می‌آید نمی‌توان انتظار اثری مشابه آثار طنز این روزهای سینمای ایران داشت چراکه مهران مدیری همیشه سبکی منحصر به فرد در طنز داشته‌ است که در این اثر نیز از آن پیروی می‌کند. همان‌گونه که مهران مدیری می‌گوید ساعت 5 عصر در واقع نمایش تمامی مشکلاتی است که ما روزانه با آنها درگیر و یا حتی جزئی از آنها هستیم اما به آنها توجهی نداریم.

وقایع به صورت اپیزودیک روایت می‌شوند و مدیری سعی دارد در هر اپیزود یکی از معضلات اجتماعی را در قالب طنز به چالش بکشد. ابزاری که مدیری در تمامی اپیزود‌ها برای ایجاد موقعیت کمیک از آن بهره برده است اغراق است. سیل جمعیت در بیمارستان، هجوم جمعیت در بهشت زهرا برای شرکت در مراسم هنرمند فقید و… همه و همه آنچنان اغراق‌آمیز به نمایش گذاشته شده‌اند که به مخاطب می‌فهمانند این صحنه‌ها از بیرون تا چه حد می‌توانند زشت باشند. اما مدیری نتوانسته در ساخت همه‌ی این اپیزودها موفق عمل کند. به عنوان مثال در اپیزود بیمارستان، در آن هیاهو و جمعیت نابسامان، انتظار می‌رود که تاکید بیشتری بر مشکلات موجود شود و شوخی‌هایی عمیق‌تر دیده شود اما این سکانس نسبتا خنثی است و غیر از چند شوخی سطحی چیزی از آن حاصل نمی‌شود.

خلاقیتی که در روند انتقادی فیلم به کار گرفته شده نیز قابل توجه است. مدیری این بار به جای اینکه مستقیما تیغ تیز انتقاد خود را به روی معضلات اجتماعی بکشد در بعضی از قسمت‌های اثر خود آن‌ها را معکوس کرده است تا روی دیگری از این مشکلات را به نمایش بگذارد. مانند پرستاری مهربان و وظیفه شناس و یا معاون بانک که تا آخرین لحظات در محل کار خود می‌ماند تا کار مشتری خود را انجام دهد و با روی گشاده از او استقبال می‌کند. مدیری در طنز خود نه از شوخی‌های زننده جنسی استفاده می‌کند و نه بازیگران خود را وادار به لودگی، بلکه با هوشیاری، ذهن مخاطب خود را قلقلک می‌دهد و او را وادار می‌کند تا به آنچه که دیده است فکر کند و از آن به نتیجه برسد.

مانند اکثر آثار مدیری، این فیلم نیز دارای یک شخصیت اصلی است که داستان وتمامی موقعیت‌ها و عوامل دیگر قصه حول محور این شخصیت حرکت می‌کنند و طبق سبک مهران مدیری زمانی برای شخصیت‌پردازی‌های بیشتر گذاشته‌ نمی‌شود و مابقی اجزای قصه در حد تیپ باقی می‌مانند و به ساخت موقعیت‌های طنز کمک می‌کنند. بازی این شخصیت در این فیلم نیز مانند اغلب کارهای مهران مدیری بر عهده «سیامک انصاری» گذاشته شده است. انصاری علاوه بر توانایی‌های خود در عرصه بازیگری طنز، به نظر می‌رسد برای ادای آنچه که مهران مدیری در نظر دارد بهترین گزینه است. سیامک انصاری این بار در قالب یک وکیل میانسال به اسم «مهرداد پرهام» به ایفای نقش می‌پردازد.

پرهام وکیل دادگستری است، ظاهرا زندگی مرفه و بی‌دغدغه‌ای دارد و تا قبل از شروع اتفاقات قصه، هیچ مشکلی در زندگی او دیده نمی‌شود. اما یک تماس تلفنی از سوی بانک وقایع یک روز از زندگی او را رقم می‌زند. مابقی اعضای قصه، از نامزد پرهام گرفته تا پرستار بیمارستان و پیرزنی که همسر خود را از دست داده، همه در حاشیه قرار دارند و فقط ابزاری هستند برای رسیدن به مقصود سازنده. اما این مقصود چیست؟ به نظر می‌رسد تمامی این اتفاقات کنار هم چیده شده‌اند تا بهانه‌ای باشند برای به نمایش گذاشتن اپیزود آخر داستان. مدیری می‌گوید که فیلم او سیاسی نیست و هیچ ارتباطی با دنیای سیاست ندارد. اما آیا این ادعا قابل باور است؟ در اپیزود پایانی، در صحنه‌ای که سیامک انصاری را گرفتار در جمع معترضین می‌بینیم و هنگامی که با دست خود عدد 2 را نشان می‌دهد تنها تصویری که به ذهن مخاطب هجوم می‌آورد چیست؟ آیا باید آن را اتفاقی دانست یا مهران مدیری قصد داشته با این صحنه چیزی را به مخاطب یادآوری کند؟

بعد از آن شاهد صحنه بازجویی پرهام در وزارت اطلاعات هستیم. بازجو مهران مدیری است که با شمایلی تازه و یک بازی فوق العاده جلوی دوربین آمده است. در خلال دیالوگ‌ها طنز چندانی گنجانده نشده و حتی به دلیل اطاله‌ی این صحنه و تکرار برخی مکررات -که مانند تماس‌های مکرر نامزد پرهام در طول فیلم لوث می‌شوند- می‌توان آن را تا حدی خسته‌کننده دانست اما با کمی توجه می‌توان کنایه‌هایی هوشمندانه از آن دریافت کرد که باز هم مدرکی بر سیاسی بودن این اثر هستند. با این حال باید گفت با وجود این کنایه‌ها، مهران مدیری بسیار خوش شانس بوده که توانسته‌ است فیلم خود را از ممیزی نجات دهد.

از نظر فنی در رابطه با این اثر می‌توان گفت تصویربرداری بسیار قوی به یمن حضور محمود کلاری بر و روی فیلم را بسیار آراسته کرده و کمتر می‌توان در آن اثری از لرزش دوربین روی دست یا کادرهای ناقص دید. مهران مدیری در مقام طراحی میزانسن و دکوپاژها نیز بسیار خوب عمل کرده و با وجود صحنه‌های پر جمعیت و شلوغ، مدیر خوبی نشان داده است. فیلم مدیری تقریبا خالی از موسیقی است اما با کمی دقت می‌توان متوجه شد که درست در لحظاتی که نیاز به موسیقی متن حس می‌شود با بازی با اصوات این نیاز برطرف شده است.

ساعت 5 عصر، در نهایت با سکانسی عجیب و مبهم پایان می‌یابد. سکانسی که در آن پرهام دوربین تلفن همراه خود را به سمت مخاطب می‌گیرد و صدای تشویق تماشاچیانی ناپیدا شنیده می‌شود. حال آن‌که مخاطب نمی‌داند این حرکت چه معنایی دارد و برای چیست؟  با تمام نقاط قوت و ضعف این اثر، آن‌چنان که مهران مدیری می‌گوید نمی‌توان از این فیلم انتظار رکورد شکنی داشت زیرا اثری بسیار متفاوت و سرشار از عمق و نشانه و مفهوم است که مخاطب عام سینمای ما این نوع کمدی را نمی‌پسندد و ترجیح می‌دهد بی‌دغدغه در سینما بخندد.

 

مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.

18 نظر برای این مطلب
  1. مهدی می‌گوید

    من فکر میکنم سیامک انصاری اشتباه میکنه هنوز داره با مدیری کار میکنه.وقتی با مدیری کار میکنه همیشه یه نقش واحد و تکراری ازش میبینیم وگرنه توانایی هاش بیشتره و باید با کارگردان های دیگه کار کنه

  2. محمد می‌گوید

    سلام
    در این نقد گفته شده :”مهران مدیری بسیار خوش شانس بوده که توانسته‌ است فیلم خود را از ممیزی نجات دهد”
    یعنی شما نمی دانید مدیری مستخدم این اداره و بسیاری ادارات دیگر است

  3. نیما می‌گوید

    سالن سینما نشون میده نظر همه مردم را قتی در بزرگترین سالن سینما چارسو فقط 6 نفر میخندیدند و کل سالن ساکت منتظر رخدادن اتفاقی خاص در کل فیلیم بودند
    فیلم کاملا بی داشتان به پایان رسید و علل الخصوص حتی در آخرین سکانس مردم رو به دست زدن هم وا نداشت
    بنظر من هم قطعا این نوع طنز از مهران مدیری در سینمای و تلویزیون ایران جایی نداره حداقل از مدیری نه

  4. فرامرز می‌گوید

    نقد برای چه!؟
    ما نشستیم و نقد کردیم! فایده اش چیست؟ آیا نادانهایی که به سینما هجوم میبرند تا چنین فیلمهایی را ببینند آگاه میشوند! متاسفانه در جامعه ما هر چه سخیف تر عزیزتر. فیلمهایی مثل این و در گذشته اخراجی ها که از بی محتواترین فیلمهای تاریخ سینمای ما هستند بیشترین فروش را دارند. برای چه؟ علت چیست؟ علت جز نادانی ما نیست.

    1. قاسم می‌گوید

      خواهش می کنم کسی که فیلم رو ندیده نظر انتقاد و حمایت بی خود نکنه
      دوستان از درک مفهوم این چیزا نگن که ژست روشن فکری بگیرن ما بی سواد نیستم ولی وقتی من و خانواده ام وقت و پولم رو می ذاریم ک بریم (فیلم طنز طنز) ببینیم قطعا انتظار داریم خنده به لبمون بیاد
      دوستانی که حمات می کنن باید قیافه مردم رو بعد فیلم تو سینما ببینن
      شاید نکته مثبتی توی فیلم بوده باشه که ما ندیدیم.
      اگر هم به مشکلات جامعه اشاره داره ولی اینقدر گنگ و نا مفهوم بود که بیننده نفهمه و اخر فیلم تنها مشکلی که به ذهن بیننده می یاد مشکل پایین بودن کیفت سینماست.

  5. ونوس می‌گوید

    سلام من فیلم ندیدم ولی از دو جهت میگم بیخود یک دوستم این فیلم دید و تا بهم زنگ زد گفت اقای مدیری توهم زده که چون اسمش مدیریه میتونه هر چیزی رو به خورد مردم بده و چندین میلیارد بذاره جیبش تو پرانتز همه میدونیم اقای مدیری یکم پول بیشتر از بقیه دوست داره و چون دیده تو سینما فیلمها میلیاردی فروش میکنه گفته من چرا نبرم خب این نظر دوستم بود که اتفاقا تحصیل کرده سینماس دومین علت اینه که کا تو شهرکون دو تا سینما داریم یکی درجه یک یکی کمتر و اون کمتره که اصلا این فیلم نیاورد و اون درجه یک خیلی زود از روی اکران برش داشت و یه فیلم دیگه رو جایگزین کرد که نشون میده استقبال کم بوده وگرنه فیلم نهنگ عنبر دو و گشت دو هر دو اورده بودن و کلی ام سانس اصافه گذاشته بودن در مورد اینکه نوشتید مفاهیم عمیق داره یکم خنده ام گرفت الان بیشتر مملکت تحصیلکرده ان و مطمئنا میفهمن ولی یه چیزایی که باید گفت مثلا اقای مدیری یا تو جمع نیست یا با کلی خدم و حشم و بادیگارد هستن خب چند تا نوجوان و جوان عاشق پیشه که ایشون و امثالشون نو یه مجلس ختم یا جشن میبینن خب چکار کنن سلفی میگیرن اره سلفی گرفتن بد اونم تو هر جا ولی من بزرگ که سی سالمه که نمیام این کار بکنم میگم مدیری که باشه من ایشون مثال زدم از این مورد زیاد یا مترو اگه مردم پول داشتن که مثل من دربست همه جا میرفتن مجبورن به هر فلاکتی خودشون جا بدن یکم البته بیشتر از یکم مشکلات ما اقتصادی اگر فلان بازیگر کلی پول نگیره همه عشق بازیگری ندارن چرا کسی از بازیگرای قدیم این مشکل نداشت همیشه ام میون مردم بودن اگر این تفاوت طبقاتی حل بشه اونوقت خیلی چیزها حل میشه

  6. محمد می‌گوید

    نقد بسیار عالی بود ولی تو ایران خیلی اینجور فیلم ها طرفدار نداره مردم دوست ندارن خیلی مشکلات اجتماعیشون به طنز کشیده بشه و بیشتر دوست دارن مثل نهنگ عنبر رقص اواز باشه و یا مثل گشت ارشاد توش به هم فحش بدن تا ما بخندیم اما بازم بنظرم کار اقای مدیری قابل تقدیره هرچند یک سری مشکلات هم داشت

  7. بهنام می‌گوید

    سرشار از عمق و نشانه و مفهوم است؟؟؟ که بیننده متوجه اش نیست؟
    لطف کنید چند نمونه از این مفاهیم و نشانه‌های عمیق رو برای ذهن علیل مخاطبانی مانند بنده روشن کنید.

    1. امير می‌گوید

      یکیش مثلا وجود پرستار هست
      جالبه برای همه این سوال ایجاد میشه که چرا یا اینکه خیلی فکر کردن نیت پنهانی داره
      یعنی توی جامعه ما اگر کسی مهربان باشه و کارشو درست انجام بده برای همه عجیبه میگن چرا، اصن باور نمی کنن وجود داشته باشه
      یا به داشتن نیت پنهانی متهم میشه

  8. فربد می‌گوید

    متاسفانه یکی از سخیف ترین و ضعیف ترین فیلم های ساخته شده چند سال اخیر بود…فیلمی بدون محتوای مفهومی …..باید تاسف خورد برای مدیری…فیلمی که در بهترین نگاه جرات نزدیک شدن به خط قرمز رو پیدا نکرده و با نزدیک شدن به مفاهیم تکراری فرهنگ ایرانی سعی در گذراندن زمان داره….صحنه های اغراق آمیز و دور از قالب سینمایی….جالبه که تمام تماشگران یک سانس با تکرار این جمله که حیف زمان و پول کسل بودن فیلم رو به هم متذکر می شدن….قطعا سینما جایگاه مدیری نیست…

    1. سینا می‌گوید

      همان طور که در آخر نقد نوشته مخاطبان عام هیچوقت مفهوم های توی فیلمو نمیفهمن.این فیلم برای خندوندن نیست…

    2. سینا می‌گوید

      و جای شما هم در سالن سینما این فیلم ها نیست

  9. یاسر می‌گوید

    نقد خوب و کافی بود ممنون
    ساعت 5 عصر من رو به یاد مرثیه ایگناسیو میندازه(به خاطر انتخاب نام فیلم) و این فیلم هم مشکلات و نابسامانی های جامعه رو نمایش داده که چطور منجر به مشکلات رفتاری و فرهنگی و… در جامعه شده به نظر من این فیلم مرثیه کوتاهی برای کشور ماست. من آقای مدیری رو انسان با سوادی می دونم به همین علت به نظرم هیچ سکانس یا شخصیت یا دیالوگی بی دلیل نیست.

  10. امیرحسین می‌گوید

    من از آقای مدیری انتظار بیشتری داشتم…
    ابهامات به نظر من زیاد بود. شاید هم من درک شون نکردم.
    دوست دارم در مورد اون نکات عمیقی که خودشون هم گفتن توضیح بدن.
    از لحاظ محتوا ضعیف و خسته کننده بود.

    1. Mahsa می‌گوید

      کاملا خسته کننده و بدون محتوا و جذابیت خاصی بود

  11. علی را می‌گوید

    من فیلم رو دیدم، باهاش خندیدم و ازش لذت بردم.
    اما بعد از فیلم دوست نداشتم در موردش فکر کنم مثل بقیه فیلما که با دوستان می بینیم و در موردش حرف میزدیم. چون فیلم 5 عصر فیلمیه از آدمی که بخاطر سالهای زیادی که در خاطر ما شادی و خنده رو آورده و روش تعصب دارم ولی اگر بخوای منصفانه در مورد فیلم نظر بدی کلی ایراد و حتی کلی اشکالات وحشت ناک داره. من دوست نداشتم اون حس خوب رو که از این فیلم داشتم رو خراب کنم.ایرادات زیاد بود مثل پرستار تو بیمارستان واقعا چرا وجود داشت. مثل اینکه این ماجرا در مورد یک وکیل بود اما اون با ساده ترین مسائل قانونی هم آشنا نبود. مثل توهم مصادره خونه اش فقط با یک تلفن بانک. مثل آغاز یک روز برفی و ادامه مسیر در یک روز آفتابی حتی اگر رییس بانک وعده یک هوای آفتابی رو داده باشه.مثل حضور گنگ و مبهم امیر جعفری.مثل… . اشکالات زیاد بود اما این فیلمی بود از آقای مدیری که همیشه نشون داده تا به خواد یک شاهکار خلق کنه چند صباحی زمان نیاز داره. به امید فیلم های بهتر او. اما در آخر فیلم 5 عصر ارزش یکبار دیدن رو داره ولی نه بیشتر

  12. رادِ با كلاه می‌گوید

    سلام خسته نباشید
    مرسی بابت وقتی که برای نوشتن مطلب گذاشتین
    با عرض پوزش از نظر فنی نقد و بررسیتون مشکلات اساسی و آماتور گونه ای داره
    یک مشکل فیلم بار ها و بار ها گفته میشه بدون این که به دیگر مشکلات فیلم مثل حماقت های عجیب و غریب صدا برداری و یا مشکلات طراحی صحنه و لباس
    اگر من این فیلمو ساخته بودم امتیاز بالاتری می گرفت نه این که من بهتر می ساختم ما از آقای مدیری انتظار بالاتری داشتیم
    صحنه های شلوغی که یک دهن دقیق ساختگی بودنش رو نه تنها می فهمید بلکه باعث آزارش هم میشد
    راجب مشکلات پایه ای فیلمنامه هم ننوشته بودین
    همین طور خیلی ساده از پایانش گذشتید و من انتظار داشتم این قسمتو به باد طوفان انتقاد می گرفتید
    به طوری کلی با نظر گلیتون راجب فیلم موافقم فقط کاش بیشتر و دقیق تر می نوشتید

    1. قاسم می‌گوید

      سلام من وقت گذاشتم و خانواده ام رو بوردم فیلم رو ببینیم به خدا خیلی خیلی عصبانی و ناراحت شدیم از مهران مدیری به خاطر این فیلم خیلی بد و تکراری.
      واقعا …..