زندگی نیازموده؛ نقد و بررسی انیمه‌ی «نئو یوکیو»

Neo Yokio یکی از نمونه‌های همکاری بین غیرژاپنی‌ها با ژاپنی‌ها برای ساخت انیمیشن است: سریالی فانتزی/کمدی و کوتاه و حاصل ایده‌پردازی «ازرا کوئنیگ»، موزیسین آمریکایی و رهبر گروه ایندی راک Vampire Weekend‌ که با همکاری استودیوهای ژاپنی Production I.G و Deen و کارگردانی «کازوهیرو فوروهاشی» و «جونجی نیشیمورا» ساخته شده که هر کدام کارهای سرشناسی در کارنامه‌ی خود دارند.

«انیمه» کلمه‌ای ژاپنی‌ست که در آن زبان به هر نوع انیمیشنی اطلاق می‌شود؛ اما باقی دنیا آن را به معنای انیمیشن‌های ژاپنی می‌شناسند. خیلی هم بی‌راه نیست؛ چون تقریباً همه‌ی دست‌اندرکاران این صنعت در ژاپن با پیروی از چارچوب‌ها به خصوصی در ساخت آثار خود هویت ویژه‌ای به این صنعت داده‌اند. خلاقیت و تنوع موجود در این آثار باعث شده «انیمه‌ها» در سرتاسر جهان طرفدارانی پیدا کنند و حتی غیرژاپنی‌ها در همکاری با ژاپنی‌ها دست به ساخت آن‌ها بزنند.

این که چنین فیلم و سریال‌هایی انیمیشنی را انیمه خواند موضوع بحث‌برانگیزی‌ست. طرفداران سفت و سخت و متعصب انیمه‌ها در این مورد بسیار محافظه‌کاراند و به هیچ قیمتی حتی حاضر به تماشای انیمه‌ای که به زبان دیگری غیر از ژاپنی دوبله شده نیستند. برخی سریال Afro Samurai را هم، با وجود این که تقریباً تمام دست‌اندرکاران آن ژاپنی بوده‌اند و حتی داستان برگرفته از یک مانگا (داستان‌های مصور ژاپنی) است، فقط به خاطر زبان انگلیسی آن لایق تماشا نمی‌دانند.

Neo Yokio یکی از نمونه‌های همکاری بین غیرژاپنی‌ها با ژاپنی‌ها برای ساخت انیمیشن است: سریالی فانتزی/کمدی و کوتاه و حاصل ایده‌پردازی «ازرا کوئنیگ»، موزیسین آمریکایی و رهبر گروه ایندی راک Vampire Weekend‌ که با همکاری استودیوهای ژاپنی Production I.G و Deen و کارگردانی «کازوهیرو فوروهاشی» و «جونجی نیشیمورا» ساخته شده که هر کدام کارهای سرشناسی در کارنامه‌ی خود دارند، از قبیل Psycho-pass، Hunter X Hunter و Ghost the Shell. زبان این انیمیشن انگلیسی است و در میان صداگذاران نام‌هایی از قبیل «جیدن اسمیت» (پسر ویل اسمیت) و «جود لا» به چشم می‌خورد. نئو یوکیو از طریق شبکه‌ی نتفلیکس به نمایش درآمده و در کارنامه‌ی این شبکه نوعی ریسک به حساب می‌آید.

داستان این سریال در شهری خیالی به نام «نئو یوکیو» اتفاق می‌افتد که نسخه‌ای از نیویورک است که به سبک و سیاق ژاپنی‌ها به تصویر کشیده شده. داستان حول پسری جن‌گیر به نام کاز کان (جیدن اسمیت) می‌گردد که به حرفه‌ی جنگیدن با شیاطین مشغول است و از مقام اجتماعی بالایی نیز برخوردار. کاز کان به صورت جوانی نوکیسه به تصویر کشیده شده که به ظاهر و تشریفات اجتماعی اهمیت زیادی می‌دهد و تمام اطرافیان او هم همین‌طورند و گویی فشن تنها چیزی است که در نئو یوکیو اهمیت دارد و نویسندگان سریال هم تلاش کرده‌اند طنازی خود را از این طریق به مخاطب تحویل دهند – که البته، موفقیت چندانی کسب نکرده‌اند. شوخی‌ها هم از لحاظ تحویل و هم از لحاظ زمان‌بندی با ایراد اساسی مواجه‌اند. معمولا تا به خود بیایید و بخواهید به چیزی بخندید، مکالمه‌ی شخصیت‌ها به شکل عجیب با هدفی نامعلوم ادامه پیدا می‌کند.

اجرای بامزه‌ی شوخی‌ها حتی برای صداپیشه‌های چیره هم سخت خواهد بود و هیچ‌کدام از صداپیشه‌های نئو یوکیو را نمی‌توان در این کار ماهر به حساب آورد. ایفای نقش جیدن اسمیت به عنوان شخصیت اصلی ایده‌ی چندان خوبی نبوده و اجرایش به شدت خشک و بی‌روح است. شاید چنین اجرایی برای انیمه‌ای مانند One-Punch Man بامزه بوده باشد اما این‌جا هیچ توجیه و زمینه‌سازی مناسبی برای آن وجود ندارد. شاید جیدن اسمیت بازیگر بدی نباشد، اما صداپیشه‌ی خوبی آن هم برای چنین نقشی نیست. در میان سایر صداپیشه‌ها اسامی برخی سلبریتی‌های یوتیوب و بلاگرها به چشم می‌خورد. مثلاً نقش فشن بلاگری به نام هلنا را «توی گوینسون» اجرا می‌کند که خود یک فشن بلاگر است اما معلوم نیست سازندگان سریال از پیاده‌سازی چنین ایده‌ای چه هدفی در سر داشته‌اند.

نتیجه‌ی این انتخاب‌ها هم ناامیدکننده است. تقریباً هیچ‌کدام از صداپیشه‌ها نتوانسته است روحی به شخصیت‌ها بدمد و با تاثیر اولیه و کسل‌کننده‌ای که روی مخاطب می‌گذارند، هرچقدر هم اوضاع داستان یا شوخی‌ها خوب پیش برود، سریال از برانگیختن عواطف مخاطب عاجز است و جذابیت ویژه‌ای ندارد.

تصویرپردازی انیمیشن باعث می‌شود اوضاع از این هم عجیب‌تر شود. دنیایی که در این انیمه به تصویر کشیده می‌شود چندان پخته و بامعنا نیست. با این که حاصل کار استودیوی Production I.G بوده، احتمالاً به خاطر نویسندگی، شخصیت‌پردازی و صداپردازی‌ها اصلا حس و حال انیمه‌های ژاپنی به مخاطب منتقل نمی‌شود؛ گویی تلاش ناشیانه‌ای برای تقلید از آنان باشد. انگار سازندگان فکر کرده‌اند مدل مو و رنگ ناآشنا یا وجود جنبه‌های تخیلی در داستان چیزی است که انیمه‌ها را متمایز کرده است!

یک ایراد دیگر باعث شده فیلم‌نامه‌ی غریب، ارائه‌ی ناموفق و تصویرپردازی ناشیانه گرد هم بیایند و مجموعه‌ی شلخته‌ای تحویل دهند: این که هیچ تلاشی نشده است پلی بین ذهن مخاطب و دنیای داستان برقرار شود. همه‌چیز همان‌طور که گفته شد آشنا به نظر می‌رسد اما در عین حال غریب است. هر طور به قضیه نگاه کنید وسواس شخصیت‌ها درمورد ظواهر و شخصیت‌های اجتماعی‌شان جذابیتی ندارد و در نتیجه شوخی‌هایشان هم شما را به خنده وا نمی‌دارد. هیچ‌کسی نیست که این‌ها را توضیح دهد، حس شما را درک کند یا لااقل به شما کمک کند حس افراد داخل داستان را درک کنید.

واکنش‌های زیادی به این سریال هم واکنشی منفی بوده است. مایک تول از Anime News Network این سریال را «یک چرند تقریباً غیرقابل تماشا» خواند و به صداپیشگی، انیمیشن و فیلم‌نامه‌ی ضعیف آن اشاره کرد. جولیا الکساندر در Polygon گفت: «تلاش ناشیانه‌ای بود برای تبدیل شخصیت توییتری جیدن اسمیت به یک سریال؛ چون کاز هم بیش از این که دوست‌داشتنی باشد، آزاردهنده، خودمحور و اعصاب‌خردکن است».

افراد دیگری هم به چنین مسئله‌ای اشاره کرده‌اند: این که نئو یوکیو تلاشی‌ست برای ترکیب جنبه‌های مختلف و جذاب خرده‌فرهنگ‌های حاکم بر اینترنت که در توییتر، تامبلر و شبکه‌های اجتماعی مختلفی مشاهده می‌شوند و شاید قالب انیمه نیز تنها یکی دیگر از این خرده‌فرهنگ‌های دیگری بوده که از جنبه‌های مهم دنیای مدرن به شمار می‌آیند

برخی از این «ایرادات» را می‌توان با دید مثبت‌تری از نقاط قوت و اهداف اساسی سازندگان نئو یوکیو به حساب آورد: هویت دادن به سرگرمی‌ها و بسترهای نوینی که در اختیار ما قرار دارد و با وجود این که قسمت مهمی از زندگی همه‌ی ما را تشکیل داده است، به چشم مهمان‌هایی ناخوانده، غیرطبیعی، غریب و گذرا به آن‌ها نگاه می‌کنیم. در کنار این‌ها، در سرتاسر سریال نگاهی انتقادی به ساختار و زندگی در جامعه‌ی سرمایه‌داری به چشم می‌خورد. کاز اساساً برای دوست داشته شدن به وجود نیامده و رفتارها و حرف‌های نچسب او تنها سرنخی‌ست برای مذمت جنبه‌های منفی شخصیت او. منتقدانی که دید مثبت‌تری به این سریال داشته‌اند به این نکات اشاره کرده و آن‌ها را موردتحسین قرار داده‌اند.

هر چه باشد، خالق نئو یوکیو، ازرا کوئنیگ است که محبوبیت و موفقیت گروه Vampire Weekend تا حد زیادی حاصل طنازی و بازیگوشی او در ترانه‌پردازی و نگاه تازه‌اش به جهان امروز است و نمی‌توان گفت نئو یوکیو، با همه‌ی ضعف‌هایش، ارزش دیدن ندارد. «ترکیب فضای توییتر و تامبلر و انیمه‌ها» شاید باعث شود افرادی چهره‌شان را در هم بکشند؛ اما اگر شما از آن دسته نیستید می‌توانید امتحانش کنید و تجربه‌ی رضایت‌بخشی داشته باشید.

مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.