Publisher Theme
I’m a gamer, always have been.

کارگردانی در بند مضمون‌زدگی؛ نقد فیلم Call Me By Your Name

«مرا با نامت صدا کن» (Call Me By Your Name) برنده‌ی اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی سال ساخته شده به دست «لوکا گودانینو» است که روایتی رمانتیک میان دو مرد را بیان می‌‌کند. این فیلم که با ملودرام خود قصد دارد شرایطی برای حمایت از حقوق همجنسگرایی ایجاد کند، بدلیل عدم توانایی در ساختار سینمایی از بسیاری از اهداف خود باز می‌ماند. فیلم از تمامی عناصر فنی مثل تدوین و فیلمبرداری حرفه‌ای بحره می‌برد اما در نهایت گرفتار لنگیدن در فرم می‌شود. در ادامه با نقد فیلم Call Me By Your Name با گیم‌نیوز همراه باشید.

شاید سی یا چهل سال پیش دوران سختی برای ساخت اثر هنری با مضمون دفاع از حقوق همجنسگرایی بودند، و می‌توانستیم اعتبار کاری بزرگ را به سازنده آن بی‌توجه به ارزش هنری اثر بدهیم. اما در جامعه جهانی امروز چنین موضوع و مفهومی هیچ ویژگی مورد توجه و برتری اجتماعی نسبت به دیگر موضوعات مثل قتل و انقلاب و جرم و غیره ندارد؛ پس تمام تمرکز زیبایی‌شناختی آثار با این مضمون مانند دیگر آثار هنری، بر روی ساخت آن است. فرض کنید در جامعه‌ای مثل ایران که همجنسگرایی امری ناپذیرفته است، فیلمی در دفاع از حقوق این قشر ساخته شود. مشخصا این حرکتی جدید تلقی می‌شود و جدای ارزش ساختاری و فرمی آن می‌توان از آن به عنوان کاری مهم یاد کرد؛ ولی چنین بازتابی به یک اثر در جامعه مدرن غربی ممکن نیست. بخصوص در دهه اخیر که شاهد بسیاری فیلم خوش‌ساخت و قابل نقد و به معنای واقعی «فیلم» در سینمای اروپا و آمریکا بوده‌ایم، کار هنرمند برای جلب علاقه‌ی ما به مراتب سخت‌تر شده است.

«مرا با نامت صدا کن» فیلمی ملودرام و رمانتیک است که از رمانی از «آندره آسیمان» (André Aciman) به همین نام اقتباس شده و «لوکا گودانینو» (Luca Guadagnino) کارگردانی آن‌را به عهده گرفته است. در این اثر که توانست جوایز اسکار و گولدن گلوب را برای بهترین فیلمنامه اقتباسی سال دریافت کند، «تیموتی کالامت» (Timothée Chalamet)، «آرمی همر» (Armie Hammer) و «مایکل استالبرگ» (Michael Stuhlbarg) به نقش‌آفرینی می‌پردازند.

نقد فیلم Call Me By Your Name

فیلم در رده ژانری رمانتیک قرار می‌گیرد، اما نمی‌تواند به رسالت رمانس یعنی به تصویر کشیدن تعاملات و کنش‌های عاشقانه میان دو شخصیت عمل کند. «الیو» (تیموتی کالامت) پسری هفده ساله است که گویا قرار است در فیلم «مرا با نامت صدا کن» با شخصیتی به نام «الیور» (آرمی همر) یک داستان عاشقانه‌ی خاص را رقم بزنند. در اینجا فیلم از ساختن عشق میان دو شخصیت عاجز است؛ این حس عشق با چندین نما از بوسه و بغل و غیره به مخاطب منتقل نمی‌شود. رمانس باید آن ویژگی از دو کاراکتر را که به هم جذبشان می‌کند به تصویر بکشد و مورد توجه قرار دهد؛ و نیاز به این مهم هنگامی که مانند «مرا با نامت صدا کن» میان دو شخصیت مخالفت‌هایی به عنوان دیوار دفاعی اولیه نسبت به عشق به عمل می‌آید بیشتر می‌شود. در فیلم این دفاع روانی در برابر علاقه به خوبی دیده می‌شود. دعوا و بحث و پشت سر غیبت کردن‌های دو شخصیت دیده می‌شود؛ اما فیلم نمی‌گوید «چرا؟». چرا ما شاهد علاقه میان دو شخصیت هستیم؟

در فیلمنامه نویسی الگویی روایی وجود دارد که می‌گوید هر اتفاق (پدیده) در فیلمنامه، علتی است برای پیش آمدن اتفاق بعدی. و تمام این پدیده‌ها در فیلم بر پایه‌ی یک اتفاق و هسته‌ی اصلی استوارند. در فیلم هر دوی این شخصیت‌ها، در رابطه‌ای عاشقانه با شخص ثالثی هستند. الیو با دختری همسن خودش و همچنین الیور وارد رابطه‌ای عاشقانه می‌شود. «مرا با نامت صدا کن» قرار است این رابطه‌ها را به عنوان فرار موقت این شخصیت‌ها از این عشق نابهنگام و ممنوعه معرفی کند. اما وقتی اصلی‌ترین عنصر روایت و به عبارتی پایه‌ی اصلی فیلمنامه، یعنی عشق میان «الیو» و «الیور» ملموس نیست، تمام اتفاقات پس از آن نیز غیر ملموس است و حس کردنشان ممکن نیست. اگر عشق میان «الیو» و «الیور» سطحی پرداخته شده باشد، پیام اصلی فیلم هم به قهقرا می‌رود. صحنه‌ای که پدر در چند دیالوگ زیبا از «الیو» حمایت می‌کند و داستان عشق ناکام جوانی خود را به زبان می‌آورد هم حس نمی‌شود. و کارگردانی فوق العاده در نشان دادن حسرت «الیو» به گرمای آتش در سکانس آخر، آن دکوپاژ بندی عالی و نشان دادن فاصله «الیو» از خانواده و گریه‌ی او به عشق از دست رفته‌اش، پوچ می‌نماید. چون از عشقی صحبت می‌شود که مخاطب احساس نکرده و نپذیرفته است. «مرا با نامت صدا کن» می‌خواهد دو کاراکتر را در وضعیتی مشابه، مانند رابطه با شخص دیگر قرار دهد و سپس آن‌دو را به این نتیجه برساند که بدون هم به ارضای روانی و عشقی نمی‌رسند. اما تنها چیزی که در فیلم دیده می‌شود، لذت «الیو» در همراهی با معشوقه‌ی دخترش و خوش گذرانی با اوست. و این‌که چه چیزی باعث می‌شود «الیو» از این رابطه رو برگرداند و به سوی عشق مد نظر فیلم برود، روشن نیست و در نتیجه این عشق، به عنوان پایه‌ی اصلی پدیده‌های فیلم فرو می‌ریزد.

نقد فیلم Call Me By Your Name

«مرا با نامت صدا کن» از منظر فنی و تکنیکی از کارگردانی حرفه‌ای و خوبی برخوردار است و تماشای آن می‌تواند برای علاقه‌مندان جدی‌تر سینما لذت بخش و آموزنده باشد. ترکیب این کارگردانی و فیلم‌برداری به‌جا و قابل لمس، با موسیقی متن شورانگیز که حضورش نه کم است و نه بیش از حد، همه و همه فیلم را از نظر فنی و هماهنگی میان عوامل آن قابل تحمل می‌کند. مثالی که در بند‌های فوق گفته شد را دوباره بررسی می‌کنیم. «الیو» روبروی شومینه به آتش خیره می‌شود، دوربین او را از خانواده که درگیر چیدن میز شام برای یک جشن هستند جدا می‌کند. پشت سر «الیو»، پشت پنجره دانه‌های برف به تندی به زمین می‌آیند و گرمای آتش روی صورت او حس می‌شود و بازی بی‌نقص تیموتی کالامت این حس را به اوج خود می‌رساند و همزمان موسیقی عجیب «سوفیان استیونز» پخش می‌شود. تصور کنید با این هماهنگی عناصر سینماتیک، اگر عشقی که «الیو» به آن حسرت می‌خورد ملموس بود، چه همزادپنداری منحصر به فردی از فیلم «مرا با نامت صدا کن» شاهد می‌بودیم.

Call Me By Your Name قابل دیدن است و می‌توان از حرفه‌ای بودن عوامل آن نهایت لذت را برد. اما اگر بخواهیم از نظر روایی و محتوایی آن‌ را با دیگر فیلم‌های هم مضمون و هم موضوعش مقایسه کنیم، کاملا رو به عقب حرکت می‌کند و مطلب و یا فرم جدیدی در این‌ موضوع به ما منتقل نمی‌کند.

مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.