Publisher Theme
I’m a gamer, always have been.

مروری بر داستان بازی Red Dead Redemption و سرگذشت شخصیت‌ها

0

نزدیک به ده سال است که از انتشار بازی Red Dead Redemption ساخته راک‌استار می‌گذرد، پس مسلما ممکن است شما بخش‌هایی از داستان آن را فراموش کرده باشید. با انتشار Red Dead Redemption 2 دوباره راک‌استار ما را به دوران غرب وحشی باز می‌گرداند. عنوان بازی ظاهرا نشان می‌دهد ادامه‌‌ای بر بازی قبلی است ولی در اصل این بازی پیش‌درامد و بخشی از داستان قبلی است. پس لازم است مرور دوباره‌ای بر بازی Red Dead داشته باشیم. بالاخره چهره‌های آشنای زیادی در بازی خود را نشان می‌دهند پس فرصت خوبی است که به یاد بیاوریم جان مارستون، داچ، بیل ویلیامسون و بقیه چه کسانی بودند.

اگر بازی قبلی را تمام نکرده‌اید، بدانید که تمام داستان بازی قبلی قرار است لوث شود. با این‌که برای بازی Red Dead Redemption 2 نیازی به بازی قبلی آن نیست ولی دانستن داستان آن می‌تواند لذت شما از شماره دوم آن بیشتر کند. البته توصیه می‌شود به هر ترتیب Red Dead Redemption را بازی کنید چون بازی شاهکاری است.

در این مقاله تمام اتفاقات مهم بازی قبلی را از زمانی که قهرمان آن، جان مارستون سعی داشت دوست قدیمیش بیل ویلیامسون را قانع کند، تا رفتنش به مکزیک و رویاروییش با داچ ون در لینده را به صورت خلاصه بیان می‌کنیم.

آمریکا در 1911

Red Dead در سال ۱۹۱۱ در آمریکا اتفاق می‌افتد زمانی که آمریکا دچار تحولات بزرگی شده است. غرب وحشی توسط فناوری جدید و تمدن جدید رام شده و خلافکارانی که زمانی آزادانه جولان می‌کردند، یک به یک شکار می‌شوند. در Red Dead شما نقش جان مارستون را به عهده دارید، شخصی که داستانش به درستی نشان‌دهنده این تغییرات است.

جان مارستون وارد می‌شود

جان مارستون بعد از مرگ والدینش توسط داچ وان در لینده بزرگ شد: رهبر خلافکاری که از بی‌رحمی و خشونت غرب وحشی لذت می‌برد. مارستون سال‌ها در کنار داچ بود ولی وقتی در حین یک سرقت شکست خورده به شدت زخمی شد، دسته‌ای که برای او حکم خانواده را داشت رهایش کردند تا بمیرد.

این اتفاق زنگ هشداری برای جان بود. او همسرش ابیگیل، پسر کوچکشان جک و دوستش آنکل را به یک مزرعه برد و در آنجا زندگی شرافتمندی را آغاز کرد. آنها تا پنج سال آرام زندگی کردند.

تا این‌که اداره تحقیق و تفحص به سراغشان آمد. این اداره دستور داشت به هر طریقی بقیه خلافکاران را پیدا کرده و به سزای اعمالشان برساند. رهبرشان ادگار راس تصمیم می‌گیرد از جان استفاده کرده تا کسانی را که می‌خواهد پیدا کند. راس، ابیگیل و جک را دزدیده و در عوض می‌خواهد که جان به اداره کمک کند. جان باید اعضای گروه سابقش را پیدا کرده و آنها را تحویل دهد. اولین نفر بیل ویلیامسون است.

در جستجوی بیل ویلیامسون

جان و بیل زمانی که در گروه بودند با هم زیاد دعوا می‌کردند پس تعجبی ندارد که رویارویی مجددشان در قلعه مرسر به درگیری منجر شود. علیرغم آن‌که جان از بیل می‌خواهد تسلیم شود، بیل به یکی از مردانش دستور شلیک به جان را می‌دهد. قبل از آن‌که جان بر اثر خونریزی بمیرد توسط یک گله‌دار محلی نجات داده می‌شود: بانی مک فارلین.

دوست جدیدی به نام بانی

بانی هزینه مداوای مارستون را پرداخت می‌کند و او هم در عوض مدتی برای بانی کار می‌کند تا قرضش را بپردازد. ولی بیل با شنیدن خبر زنده ماندن جان چند نفر از مردانش را به دامداری مک‌فارلین می‌فرستد تا او را بکشند. جان کارگران دامداری را نجات می‌دهد ولی می‌فهمد برای حمله به قلعه مستحکم مرسر نیاز به کمک دارد.

سرهم کردن یک گروه

جان با بعضی از خرده خلافکارهای نیو آستین آشنا می‌شود. فروشنده روغن مار نایجل وست دیکنز او را به اشخاص مختلفی معرفی می‌کند. از جمله آیریش یک الکلی همیشه مست که می‌تواند برای جان تیربار جور کند و سث، یک کفن دزد و جوینده گنج که راه‌ مخفی برای رفتن به داخل قلعه مرسر سراغ دارد.

جان همچنین به کلانتر شهر، لیگ جانسون و دستیاران کودنش کمک می‌کند و با این کار یکی از مردان ویلیامسون را دستگیر می‌کند. ویلیامسون هم در عوض بانی مک فارلین را می‌دزد. بعد از برگرداندن بانی زمان آن می‌رسد که جان به سراغ بیل برود.

حمله به قلعه

با استفاده از کالسکه زرهی وست دیکنز، تیربار آیریش، مردان کلانتر و تله‌های سث، جان با گروه اراذلش به قلعه حمل می‌کند ولی می‌فهمد که ویلیامسون آنجا نیست. او به مکزیک فرار کرده تا از یکی دیگر از همقطاران سابقشان به نام خاویر اسکولا کمک بگیرد.

سفر به مکزیک

فصل دوم Red Dead Redemption یکی از لحظات به یاد ماندنی در تاریخ مدرن بازی است. این فصل در مرز مکزیک شروع می‌شود. مارستون برای این‌که بتواند جای ویلیامسون و اسکولا را بفهمد، باید به فرماندهان ارتش مکزیک، کلنل آلنده و کاپیتان دسنتا کمک کند تا شورشی به رهبری آبراهام ریس، مردی با جذبه و محبوب را سرکوب کند.

بازی دو جانبه

فقط یک مشکل وجود داشت: مارستون هیچ دلیلی برای وفاداری به ارتش مکزیک نداشت. او فقط به یک دلیل آنجا بود: بیل و خاویر را پیدا کند. پس او با هر دو طرف کار می‌کند. ارتش و شورشیان. او با ریس و معشوقه‌اش لوییزا همکاری می‌کند و در این بین با هفت تیر کش معروف لاندون ریکتز هم دوست می‌شود.

جالب است بدانید که ریس تنها بازمانده قتل عام بلک واتر در ۱۸۹۹ است. دقیقا زمان و مکانی که بازی دوم شروع می‌شود.

پایان ویلیامسون

آلنده گمان می‌برد که جان طرف او نیست و دستور قتلش را می‌دهد. ولی شورشیان به موقع رسیده و با کمک همدیگر کاپیتان دسانتا را می‌کشند. آنها به قلعه رییس جمهور مکزیک حمله می‌کنند و اسکولا را دستگیر کرده و آلنده و هدف جان، بیل ویلیامسون را از پا در می‌آورند. متاسفانه لوییزا در حین حمله می‌میرد و ریس توجهی به او نمی‌کند. ولی کار جان در مکزیک تمام شده و به آمریکا می‌رود تا با ادگار راس ملاقات کرده و خانواده‌اش را پس بگیرد.

در جستجوی داچ وان در لینده

متاسفانه راس از پس دادن خانواده جان سرباز می‌زند. جان اینبار باید به دنبال داچ برود، کسی که با درست کردن یک گروه خلافکاری دیگر دردسر درست کرده است. این گروه متشکل از جوانان سرخپوست است که از دولت آمریکا به خاطر غصب زمین‌ها و خراب کردن زندگیشان، عصبانی هستند.

جان با هارولد مک دوگال، استاد دانشگاه ییل و معتاد به هرویین هم گروه می‌شود، کسی که به خاطر توهمات ناشی از مصرف هرویین به مردی حمله کرده و الان از کارش معلق شده است. او در مورد سرخپوستان تحقیق می‌کند و اداره تحقیق هم از او برای پیدا کردن گروه جدید داچ کمک خواسته است.

آخرین دوئل

با این‌که مک دوگال کمی کمک می‌کند ولی جان سرنخ بهتری پیدا می‌کند. ناستاس عضوی از گروه داچ که به عنوان خبرچین برای راس و اداره کار می‌کند. بعد از یک بازی موش و گربه با داچ، جان بالاخره مخفیگاه او را پیدا کرده و با کمک ارتش آمریکا به آنجا حمله می‌کند.

جان با داچ رو دررو می‌شود. داچ می‌فهمد که دنیا دیگر عوض شده و او نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند پس تصمیم می‌گیرد که به جای تسلیم شدن یا کشته شدن به دست جان، خودکشی کند.

بازگشت به خانه و وعده‌های دروغ

جان که باور دارد سفرش بالاخره تمام شده به خانه و خانواده‌اش بر می‌گردد. ولی راس سر قولش نمی‌ماند. او با ماموران اداره و ارتش آمریکا به خانه مارستون حمله می‌کند. آنکل کشته می‌شود. مارستون با فدا کردن جان خودش باعث می‌شود ابیگیل و جک با اسب فرار کنند.

پرده پایانی: انتقام جک

پایان بازی سه سال بعد از مرگ جان اتفاق می‌افتذ. ابیگیل هم مرده و جک که حالا تنها است تصمیم می‌گیرد از راس انتقام بگیرد. راس الان دیگر بازنشسته شده در کلبه‌ای در کنار دریاچه با همسرش زندگی می‌کند. جک او را پیدا کرده و به یک دوئل می‌طلبد.

نگاهی به گذشته در Red Dead Redemption 2

در بازی Red Dead Redemption 2 سال‌های اول خانواده مارستون را می‌بینیم، زمانی که آنها با گروه داچ بودند. آیا چهره‌های آشنایی هم خواهیم دید؟ خب الان که بازی آمده دیگر نیازی به صبر و گمان نیست.

با گیم نیوز همرا باشید تا چیزهای بیشتری در مورد بازی Red Dead Redemption 2 بخوانید.

 

منبع gamespot
مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.