عمارتی به وسعت یک سرزمین؛ نقد فیلم The Beguiled

نقطه قوت دیگر محتوای فیلم، خروج از کلیشه های جنگی و سیاسی و ضد نژادپرستانه سینمای آمریکاست. نویسنده قبول میکند که همیشه سربازان آبراهام لینکن (سربازان شمال آمریکا، معروف به یانکی ها) قهرمان نیستند. اینکه کاراکتر های جنوبیِ فیلم همواره به برده داری اعتقاد دارند به این دلیل است که سالها در چنین شرایطی زندگی کرده اند و این دلیل بر بدسرشت بودن آن ها نیست.

سوفیا کاپولا، فیلمنامه نویس، کارگردان و تهیه کننده آمریکایی و فرزند کارگردان مشهور آمریکایی، فرانسیس فورد کاپولا است. وی که زادۀ سال 1971 میلادی است، فارغ التحصیل موسسه هنر های کالیفرنیا (California Institute of the Arts) است و علاوه بر طراحی لباس و بنیانگذاری برند «Milkfed»، در کارنامه سینمایی خود 12 فیلم و سریال کوتاه و بلند را به ثبت رسانده است.

داستان فیلم «فریب خورده» که اقتباسی از رمانی به همین نام از نویسنده آمریکایی توماس کالینان (Thomas Cullinan) است، در زمان جنگ داخلی آمریکا (1861-1865) میگذرد. دختر کوچکی به نام «ایمی» در جنگلی در ایالت ویرجینیا، سربازی آبی پوش و زخمی (آبی رنگ لباس سرباز های شمالی بود که درواقع در منطقه ویرجینیا دشمن حساب میشد) را در جنگل پیدا میکند و کمک میکند تا او را به مدرسه شبانه روزی خود ببرد. «مدرسه خانم مارتا فارنسورث برای دختر های جوان» مجبور به پذیرش سرباز زخمی و بیهوش دشمن به نام «سرجوخه جان مکبرنی» میشود. این آغازی است برای شکل گیری جریانات حضور یک سرباز در عمارتی خالی از جنس مذکر.

بر خلاف تصوری که پس از دیدن پوستر فیلم به ذهن میاید، «فریب خورده» با وجود اینکه به مقایسه دو جنسیت در زمان جنگ میپردازد، اما به هیچ وجه طرف نمیگیرد و مفاهیم مرد سالارانه یا فمنیستی را در خود جای نمیدهد. زن های فیلم از دختر های 10 ساله گرفته تا مدیر آموزشگاه خانم مارتا (نیکول کیدمن)، همگی به دنبال دلبری و برداشتِ قارچِ کمیابی به نام مَرد در زمان جنگ هستند. دلیل استفاده از تشبیه مرد به قارچ، پیروی از این تشبیه در فیلم بود؛ در سکانس اول فیلم برداشت قارچ خوراکی توسط «ایمی» کوچک مشاهده میشود و توجه به سمی نبودن این گیاه بسیار حیاتی است، اگر بدون اهمیت دادن به این موضوع از آن استفاده کنید، احتمال مرگ وجود دارد. و همین موضوع تبدیل به کلیدی حیاتی در روایت داستان نیز میشود. زن های فیلم همگی بهترین لباس هایی که دارند میپوشند، با سرجوخه «مک برنی» صحبت میکنند و او را راه نجات خود از وضعیتشان میدانند. اما او به زودی اهمیت توجه به اینکه هر قارچی خوردنی نیست را برایشان بازگو میکند؛ این موضوع کمک میکند تا زنان با حیله و هوشی که مادرزادی با آن به دنیا می آیند، به فکر چاره باشند.

نقطه قوت دیگر محتوای فیلم، خروج از کلیشه های جنگی و سیاسی و ضد نژادپرستانه سینمای آمریکاست. نویسنده قبول میکند که همیشه سربازان آبراهام لینکن (سربازان شمال آمریکا، معروف به یانکی ها) قهرمان نیستند. اینکه کاراکتر های جنوبیِ فیلم همواره به برده داری اعتقاد دارند به این دلیل است که سالها در چنین شرایطی زندگی کرده اند و این دلیل بر بدسرشت بودن آن ها نیست. چنین داستان و شخصیت پردازی غیر تکراری و غیر کلیشه ای در سینمای آمریکا کم پیداست؛ البته این میتواند به این دلیل باشد که فیلمنامۀ فیلم اقتباسی از یک رمان منتشر شده در دهه شصت میلادی است.

فریب خورده (به انگلیسی: The Beguiled) جدیدترین ساختۀ سوفیا کاپولا با هنرنمایی کریستن دانست (Kirsten Dunst)، نیکول کیدمن (Nicole Kidman) و کالین فارل (Colin Farrell) است که در بهار گذشته، نامزد نخل طلا بود و همچنین جایزه بهترین کارگردانی را برای خانم کاپولا به ارمغان آورد.

با اینکه تیم بازیگری «فریب خورده» چشم نواز است و سنگین به نظر میرسد، شخصیت پردازی فیلم اجازۀ رونمایی از استعداد را به بازیگران درجه اولی مانند نیکول کیدمن، کریستن دانست و کالین فارل نمیدهد؛ البته این ضعف در محتوا یا شخصیت پردازی نیست، چون کاراکتر ها به گونه ای طراحی شده اند که با نقش آفرینی بازیگر معمولی نیز به کامیابی برسند. اما روایت فیلم اجازه بازیگریِ به اصطلاح اسکاری را از  چنین بازیگرانی میگیرد و تنها فایده حضور آنها در فیلم را تبلیغات جلوه میدهد.

دنیای فیلم «فریب خورده» کوچک است و تنها یک عمارت و باغ میان جنگل را شامل میشود؛ اما با مفاهیم استعاری اش مرز هایش را فرسنگ ها گسترش میدهد و عمارتی میسازد به وسعت یک سرزمینِ جنگ زده. زنان و دختران جامعه اش به دنبال مردی برای رهایی از جامعه اند و در این راه چه رقابت ها که نمیکنند. مرد های جامعه اش نمیتوانند هوس خود را مهار کنند و از بقیه سوء استفاده میکنند. زنانش با قول های تبدیل نشده به عمل روبرو میشوند ولی بازهم دست از تلاش بر نمیدارند.

میزانسن، طراحی صحنه و لباس برای دنیای سینمایی کوچک فیلم مناسب و قابل قبول به نظر میرسد و به خوبی کار شده است. نویسندۀ این مقاله در حالی نقد و بررسی «فریب خورده» را مینویسد که دیگر اقتباس سینمایی از این رمان به کارگردانی آقای Don Siegel و نقش آفرینی کلینت ایستوود بزرگ را  که در سال 1971 میلادی اکران شد را ندیده و از مقایسه ارزش کار خانم کاپولا و آقای سیگل عاجز است. اما میتوان گفت که کار سوفیا کاپولا در «فریب خورده» آنچنان بی نقص نیست و مشکلاتی در روایت و کات های نابجا دارد و این جای تعجب است که با حضور کارگردانان مطرحی چون میشائیل هانکه و آندری زیاگینتسف و بسیاری دیگر در هفتادمین جشنوارۀ کن، چنین ملودرام ساده و جمع و جوری از خانم کاپولا برنده جایزه بهترین کارگردانی شود.

در «فریب خورده» موسیقی متن مطرحی وجود ندارد و اصل موسیقیِ فیلم توسط کاراکتر ها اجرا میشوند. این موسیقی میتواند آواز های کودکانه دختران باشد و یا اجرای نوازندۀ جمع برای سرجوخه مک برنی؛ و تنها در دقایق آخر فیلم ردی از موسیقی متن الکترونیک به گوش میرسد که بیشتر برای فضاسازی استفاده میشود و به هیچ وجه مطرح نمیباشد.

«فریب خورده» ملودرامی نسبتاً خوش ساخت با حضور بازیگرانی است که خود بزرگترین تبلیغات برای آن هستند و به خوبی به وظیفه خود عمل میکنند. این فیلم تنها به یک وجه از جنگ و زشتی های آن میپردازد: اسیر شدنِ زنان زمان جنگ در دام تنهایی و ناتوانی؛ چنین محتوایی در کنار فیلمنامۀ عالی کار شده و کارگردانیِ خوب فرزند خلف فرانسیس فورد کاپولا، ارزش چند بار دیدن به فیلم میدهد.

مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.